احمدیل و مهمدیل
آن سال متفاوت از سالهای گذشته ، برف و باران مداوم و پشت سر هم زندگی را به مردم سخت کرده بود .
مردم کوه و دشت که زندگی روزمره خود را با شکار حیوانات وحشی و پرندگان و گیاهان و میوه های درختان کوهی می گذراندند ، در عسرت و سختی بسر می بردند .
احمد و مهمد معروف به احمدیل و مهمدیل برای شکار حیوان و یا پرنده ای جهت سدجوع و سیر کردن شکم خود و اهل و عیال ، عزم جزم کرده و به دل کوه زدند .
برف و بوران و برودت هوا را با مبارزه طلبیده و سلاح برداشته و قله کوه را هدف گرفته و دره ها و صخره ها را در زیر گامهای استوار خود به تمسخر گرفتند .
اما در سینه کش کوه ، شدت برف و بوران و یخبندان و مه و بهمن آنها را میخکوب کرد و جان خود را فدای تعهد خود به زن و فرزندانشان نمودند .
در وصفشان سروده اند :
"فریدون(احمدیل)بنگ ایزنه مه مال بهونی
قره بس ، برفه گرو ، تا حد زونی "
و مادر پیرشان با سوز دل شروه می خواند :
" احمدیل و مهمدیل دل و کی کنم خش
ور گرم بنجه تشی عالمه زنم تش "